روزنوشت و خاطرات یک نوجوان

این وبلاگ رو برای آزاد کردن افکار درونم ساختم ...

روزنوشت و خاطرات یک نوجوان

این وبلاگ رو برای آزاد کردن افکار درونم ساختم ...

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۹/۲۳
    10
  • ۹۶/۰۹/۱۳
    9
  • ۹۶/۰۹/۱۳
    8
  • ۹۶/۰۸/۰۷
    5
  • ۹۶/۰۸/۰۶
    4
  • ۹۶/۰۸/۰۶
    3
  • ۹۶/۰۸/۰۶
    2
  • ۹۶/۰۸/۰۵
    1

1

جمعه, ۵ آبان ۱۳۹۶، ۱۲:۴۵ ق.ظ

میخوام تغییر کنم ، خیلی وقته دارم با خودم کلنجار میرم و هی یه تصمیمی میگیرم و بعدش هم اون رو درست عملی نمیکنم ، دیگه خسته شدم از بس به خودم قول دادم که من این کار  رو انجام میدم و بعدش هم اون رو کار رو ول کنم ... ولی دیگه تمام این شکست ها گذشته و  باید ازشون درس بگیرم و اون انسانی که دنبالشم رو از خودم بسازم ...

با خواب شروع یکنم که یکی از مشکل های من بوده  و میخوام این مشکل رو از همین امشب که این مطب رو مینویسم حل کنم ، به قول ناپلئون فرصت زیادی برای خواب تو قبر وجود داره ... من دنبال اون آدمی هستم که با سخت کوشی تمام جلو میره و هر روزش بهتر از روز های دیگه است و با گذشت چند روز و پیشرفتش دوباره به نقطه عقب بر نمیگیرده ، آره من همیچین آدمی رو میخوام و به دستش هم میارم ... یکی از مراحلی که باید پشت سر بزارم کنکوره امساله که تو این زمان از دست رفه توش خوب کار نکردم و باید این وضع تغییر کنه ... من اون قابلیت و حس خاص رو تو خودم میبینم که میتونم خیلی بیشتر از این ها توی زندگی تلاش کنم و فعالیت داشته باشم... یه سری جاها هست که یه حس داخل آدم من رو از انجام کار های درستی که باید انجام بدم عقب میندازه و همین رفتار ها و حس هاست که باعث لغزش توی بعضی جاها میشه و من رو از چیزی که واقعا دنبالشم دور میکنه ... چیزی که فهمیدم اینه که اگه واقعا میخوام موفق بشم حالا چه تو زندگی چه تو کنکور و غیره اینه که باید بر نفسم غلبه کنم و شکست اش بدم ، کاری که از همین الان شروع اش کردم و میخوام تا آخرین لحظه عمرم ادامه اش بدم ...

خیلی از اتفاقات گذشته باعث این تغییرات و افکار تو وجود من شده و شاید اگه این ها اتفاق نمی افتاد من به این مرحله از جایی که هستم نمیرسیدم ...

یه کاری رو شروع کردم که شاید یکی از سخت ترین کارهایی باشه که هر فرد میتونه انجام بده و من میخوام بهش برسم و حاضرم هر چی که دارم رو بدم تا به اون درجه ای که دنبالشم برسم ، هر چند این درجه هیچ وقت کامل نمیشه و تا همیشه جایی برای خوب کردنش وجود داره...

از این بعد اتفاقاتی که توی این سفر ام قراره بیوفته رو اینجا قرار میدم ، میخوام بفهمم آیا واقعا میشه به همچین جایی رسید و آیا واقعا من اون درجه از جدیت و تلاش رو براش دارم یا نه ... اگه جواب نه باشه زندگی دیگه معنایی برام نداره چون این چند وقته دید من به زندگی عوض شده و میخوام زندگی و رفتار و چیزهایی که برام اتفاق میوفته از اون درجه دیدی باشه که دنبالشم ... اگه خدا حداقل این خواسته برای رسیدن به این مرحله رو تو وجودم قرار داده پس حتما خودش هم برای رسیدن بهش بهم کمک میکنه ...

واقعا دیگه نمیخوام زندگی که توی این 17 سال داشتم رو به همون شکل ادامه بدم ، شاید نشه برترین نوع بشر توی تلاشی که میخوام بکنم بود ولی تلاش ام رو جوری انجام میدم که کم تر هم نباشم ... تو این مسیر شاید شکست بخورم از بین برم و خیلی اتفاق های دیگه برام بیوفته ولی تسلیم نمیشم حتی اگه به منزله تموم شدن همه چیز برام باشه .

  • NASHNAS 412

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی