روزنوشت و خاطرات یک نوجوان

این وبلاگ رو برای آزاد کردن افکار درونم ساختم ...

روزنوشت و خاطرات یک نوجوان

این وبلاگ رو برای آزاد کردن افکار درونم ساختم ...

بایگانی
آخرین مطالب
  • ۹۶/۰۹/۲۳
    10
  • ۹۶/۰۹/۱۳
    9
  • ۹۶/۰۹/۱۳
    8
  • ۹۶/۰۸/۰۷
    5
  • ۹۶/۰۸/۰۶
    4
  • ۹۶/۰۸/۰۶
    3
  • ۹۶/۰۸/۰۶
    2
  • ۹۶/۰۸/۰۵
    1

5

يكشنبه, ۷ آبان ۱۳۹۶، ۰۳:۵۳ ب.ظ

خیلی وضع علم و پژوهش تو کشورمون خراب شده ، به بیشتر جاها که نگاه میکنم واقعا تاسف میخورم که چرا اوضاع باید اینجوری باشه در حالی که میتونست خیلی بهتر از این ها باشه ... مشکلاتی که منه نوجوان 17 ساله با دیدنشون و کمی فکر و تحقیق میتونم راهکاری مناسب برای برطرف کردن اون ها پیشنهاد بدم ... اونوقت این همه آدم هایی با سن بیشتر از من که توی دستگاه اجرایی و تایین برنامه هستند هیچ کاره اساسی ای برای حل شون انجام نمیدن ... واقعا دل آدم از دیدن همچین وضعیت هایی تیر میکشه که واقعا چرا باید اینجوری باشه ... البته این وضعیت فقط تو کشور ما اینجوری نیست و توی خیلی از کشورهایی دیگه حالا چه کم تر چه بیشتر وجود داره ...  واقعا چرا آدم ها سعی نمیکنن زندگی رو برای همدیگه آسون تر و بهتر کنن در حالی که واقعا یه راهی برای حل کردن اون مشکلات وجود داره ...

اول میخواستم  مردم کشور خودم رو از وضع نابسامانی که توش گیر افتادن نجات بدم اما واقعا من چی کار میتونم بکنم و کجا بهم میدون داده میشه ، خیلی حسه بدیه وقتی میبینی میتونی یه کار مفید انجام بدی ولی هیچ راهی برای انجام دادنش نباشه و فقط مجبور باشی نظاره گر باشی ... علاوه بر فکر به اینکه فقط به مردم کشور خودم خدمت و کمک کنم باز هم درست نیست بلکه هدفم باید کمک به تمام مسلمون ها و در مرتبه بالاتر کمک به تمام مردم جهان باشه ، شاید اون های به دلایلی مختلفی دین اسلام رو قبول نداشته باشن ولی مطمئنم کمک به اون ها ، هم میتونه جلوه ی بهتری از دین اسلام تو دنیای امروزی نشون بده هم اینکه خدا هم مطمئنا از عملم راضی خواهد بود ... ولی یه اصله مهمی وجود داره و اون هم اینه که قبل از اینکه بخوای دنیای اطرافت رو تغییر بدی باید دنیای درون خودت رو تغییر بدی ... که توی این چند وقته دارم تمام تلاش ام رو برای این تغییر انجام میدم ...

اما این کمک و خدمت به مردم چه جوری میتونه باشه ؟ از چه راهی باید این مسیر رو طی کنم ... حیف که اینجور چیزها با سرچه تو گوگل پیدا نمیشه :)

چیزی که تا اینجا فهمیدم اینه که تو دانشگاه های ایران اون حد از چیزی که دنبالشم رو پیدا نمیکنم و موندن تو وضعیت فعلی ممکنه باعث جلوگیری از پیشرفتم بشه ... ولی وقتی به زندگی  دانشمندهای بزرگ نگاه میکنم می بینم که اون ها در بدترین شرایط و اوضاع جامعه شون و حتی بدون رفتن به دانشگاه و یا اخراج شدن از دانشگاه باز هم به موفقیت های بزرگی دست پیدا کردند . اولش فکر میکردم این موفقیت شون به خاطر اون هوش و علم بالاشونه ولی فهمیدم که مهم ترین علت موفقیت و وضع تمایزشون اون پشتکار و تلاشی بوده که در خودشون به وجود آوردن و گرنه خیلی های دیگه از نظر علمی تو رتبه های بالایی هستند ولی به اونجایی که این آدم های معروف هستند نرسیدن ...

باید یه هدف مشخص برای زندگی ام تعیین کنم ، این حس بلاتکلیفی اصلا خوب نیست ... کاش امام زمان زودتر ظهر کنه تا ازش کمک بخوام

سفر به کشور آلمان برای تحصیل یکی از برنامه هام برای آینده است ... اما توی چه رشته میخوام تحصیل کنم  هنوز برام مشخص نیست . احساس میکنم توی دو تا موضوع ریاضیات و مدیریت و بازرگانی میتونم موفق باشم . شاید توی مدیریت و بازرگانی بیشتر ولی اون حسه تلاشی رو که برای درس های ریاضیاتی و کشف کردنی میزارم خیلی بیشتر بهم حال میده و سر زنده ترم میکنه ، اینکه بخوام حتی یه قطره از علم بی کران الهی رو هم بچشم برام خیلی لذت بخش تره تا اینکه بخوام علمی که برای به دست آوردن پول باشه رو یاد بگیرم ... شاید چند وقت پیش این دیدگاه رو نداشتم ولی الان قصدم اینه که علم مدیریت رو قط برای علاقه ای که بهش دارم بخونم چه ایرادی داره آدم تو چند تا زمینه مختلف علمی تحقیق و پژوهش کنه ... حتما که نباید سره کلاس اکادمیک اون علم حاضر بشم تا بتوم یاد بگیرم ، میتونم از این همه منابع و کتاب ها و ... استفاده کنم . اصلا میدونی چیه از الان به بعد دیگه سطح علم به دست آوردن خودم رو محدود به دانشگاه و کشور و زبان خاصی نمیدونم ، مگه نیوتون و ادیسون و غیره خودشون رو محدود به کلاس  دانش اون زمان دونستن و همه علم شون رو از دانشگاه به دست آوردن ؟ نه اون ها تمام این مسیر رو با تلاش و پشتکار خودشون جلو رفتن و محدودیت ها و قضاوت دیگران براشون اصلا مهم نبود ... آیا من هم از اون ها چیزی کمتر دارم ؟ نه ، فقط باید خودم رو باور کنم و برای چیزی که میخوام به دست بیارم تلاش کنم ؛ محدودیت من چیزی نخواهد بود که تو علم حاضر مشخص شده ، محدودیت من نامحدود خواهد بود و نشون میدم به خودم که میتونم به بالاترین ظرفیتی که خداوند توی وجودم قرار داده برسم و توی این راه هر چی که لازم باشه رو فدا میکنم

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی